تبليغاتX
هری کوچولو
سلام

وبلاگو پس گرفتم

فقط خواستم بدونی هنوزم هیچکس دیگه ای تو رو اندازه ی من نمی خواد

برام آف بزار تا پسووردو بهت بدم منتظرم نزار

 

 

 

 

من باشم یا نباشم رویای من کنار پنجره تو را می بوسد...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

 

 

 

                  هکش کردم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط  ******  | 

 

سلام من ´¨`*•.¸Sweetie هستم من عضو جدید این وبلاگ هستم دیدم کسی متوجه من نشد گفتم اعلام وجود کنم . با اجازه ی رون و هدویگ می خوام قالب رو عوض کنم (بقیه ی نظرهای داستان تو این پست)

 

 

هر کی از این قالب خوشش نیومد بگه

فهلا...

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 آذر1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

سلام خوبین؟؟ خوشین؟؟ در سلامتی کامل به سر می برین هووو؟؟! من رون ویزلی ام  می خواستم بگم هرکی می خواد که ما  داستان هم بذاریم در قسمت نظرات اعلام کند اگر بیش از۱۰ نفر بگن می ذاریم

توجه:اگر کسی دو یا چند بار نظر دهد همان یکبار به حساب می آید

پیشنهادات و انتقادات خود را به ما بگویید که خیلی خوش حال می شیم

                                                              

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

سلام سلام حتما حتما حتما رو اینجا کلیک کنید فرصت تا ۵شنبه ۸/۹ است تا بتوانید در عروسی شرکت کنید. این عروسی همه جادوگزان و ساحره ها دعوت هستند  و هرکس این مطلب را تا فردا ساعت حدود ۴ می خواند بلافاصله بیاید اینجا مراسم راس ساعت ۴ شروع می شود بشتابید

                                      منتظرتم اصیل زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

سلا م به همه این پست رو می خونن امیدوارم حال رو روزتون خوب باشه!!من رون ویزلی ام  اومدم خبر خیلی خوبی بدهم هفته دیگر عروسی تد لوپین است . تد اگه این پست منو می خونی بهت می گم ایشالله خوش بخت شی. تد از من خواسته هر جادوگر یا ساحره ای که می شناسم رو به عروسیش دعوت کنم من هم هرکس که این کامنت رو می خونه دعوت می کنم  تا هفته دیگه ۲شنبه   ۵/۸/۸۶ (هجری دشمسی)به عروسی بیاین ورود غیر جادوگر اکیدا ممنوع(مشنگ)هرکس که می خواهد در عروسی شرکت کند در قسمت نظرات اعلام کند و ما به او خواهیم گفت که چه کند لطفا همراه با نظرتون آدرس وبتون هم بدین (اگه اشکالی نداره)

توجه: عروسی اینترنتی است

                                    هرکی نظر داد که داد هرکی نداد نامرده

                                                    فعلا بای

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آبان1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط  ******  | 

سلام من رون ویزلی هستم می بخشید که این آپ دیر شد آخه خبری نداشتم خب الانم که اومدم یه خبر وحشتناک دارم اونایی که فرزندانشان به هاگوارتز می رن باید نویل لانگ باتوم رو بشناسن او یکی از اعضای محفل و یکی از بهترین دوستان هری پاتر بود وی....امروز صبح ....توسط جینفر کمبل که خود را یک مرگخوار معرفی کرد کشته شد.کمبل در بازجویی خود اینچنین گفت:هیچکس مرا وادار نکرد که این کار را بکنم من می خواستم با این کار وفاداری خود را به لرد سیاه ثابت کنم و وقتی وزیر سحر و جادو به وی گفت : اسمشو نبر مرده مانند دیوانه ها جیغ کشید و گفت حقیقت ندارد پس از تحقیقات بسیار محفل ققنوس معلوم شد کمبل یک مرگخوار نبوده بلکه یک بیمار روانی که پدر و مادر و خوار و برادرانش مرگخوار بوده اند و کسی که انها را دستگیر کرده بود و آزکابان فرستاده بود مادر و پدر نویل لانگ باتوم بوده اند و کشته شدن  نویل لانگ باتوم انتقامی برای اینکار بوده وزیر سحر و جادو حرف محفل را تکذیب کردند و گفتند که او اعتراف به مرگخوار بودنش کرده و این چیزها چیزی جز چرت و پرت نیست.

این هم از خبر امروز در ضمن جینی پاتر به خاطر گریه کردن بیش از حد بینایی خود را از دست داده است خدایا لطفا بینایی خواهرم را برگردان شما هم برای او دعا کنید

                                       فعلا خدا حافظ همگی نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

سلام این پست را من به همراه هدویگ می نویسم هدویگ قسمتی را می نویسد که در رابطه با چو چانگ است.من هم رون ویزلی به اطلاع شما می رسانم امروز ساعت ۱۴:۲۶ دراکو لوسیوس مالفوی به علت یکی از یاران اسمشو نبر بودن و استفاده ازطلسم های ممنوع (شکنجه گر، مرگ، و فرمان)به حبس ابد در آزکابان محکوم شد  فرسند وی دیوید مالفوی نیز به دست النامالفوی همسر دراکو مالفوی بزرگ خواهد شد. من باید برم فعلاحالا می بینیم خبرهای زیبای هدویگ را:


 سلام من هدویگ هستم و امروز واستون یک خبر دسته اول دارم حتما بخونین

خوب برخی از دوستان درخواست کرده بودند که سرنوشت چو بعد از ازدواج هری چی شد . به همین دلیل من شخصا به محفل رفتم و( واسه خاطر روی گل شما)با کلی منت کشی و خواهش وتمنا این اخبارو ازشون کش رفتم.خوب بریم سر موضوع اصلی:

چوچانگ بعد از شنیدن خبر ازدواج هری کاملا دپرس شده و یک غم به غماش اضافه شد.حالا بشنوید از غمهای چو:بیچاره هنوزم به خاطر مرگ سدریک(خدا رحمتش کنه)غصه داره و اشک میریزه و هر پنج شنبه میره سر قبرش.دوم اینکه به خاطر بی عرضگی خودش متاسفه که دوست پسری مثل هری رو از دست داد و وقتیم که شنید هری با جینی ازدواج کرده و صاحب فرزندم شده اونم نه یکی دوتا بلکه سه تا کاملا رو به نابودی رفت.چو هم که میخواست جلوی هری وجینی کم نیاره واسه خودش یه شوهر دست و پا کرد و سریعا با اون ازدواج کرد ولی از بخت بدش شوهرش معتاد از آب در اومد وحتی زنم روش گرفت. بگید کی؟خواهر فلور دلاکورچو بیچاره هم نشست و به خاطر بخت بدش گریه کرد و از شوهر نامردشم جدا شد و....

از روی فشار غصه ها تصمیم به خودکشی گرفت.امااعضای محفل ققنوس او را درحین خودکشی گرفتند و نزاشتندچو شاهرگ خودش رو بزنه. الانم چو زیر نظر روانپزشک داره درمان میشه.خدا که هر چه زودتر سلامت روانیشو به دست بیاره

                     خوب اینم از خبر امروز راستی نظرم بدین چیزی از بزرگیتون کم نمیشه

                                                 پس فعلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

دوستان سلام من هدویگ هستمو این اولین آپ من است. متاسفانه باید به اطلاع همگی به رسانم که دادگاه دارکو مالفوی به علت نا معلومی به ۲ روز دیگر افتاد. من که خیلی ناراحتم می خواستم آخر کارشم ببینم.

**********************************************************************

نوبتی هم که باشه نوبت بر آورده کردن خواسته دوست عزیزم لی لی است که فکر می کنم همه بشناسیدشخب اون خواست که ما از خود هری پاتر بنویسیم و ما هم می نویسیم من پس از تحقیقات بسیار متوجه شدم به علت کارهای مشکوک هری جیمز پاتر دعوایی سر گرفت که هری با خشم در مقابل جینی قرار گرفت و دوئلی سنگین در گرفت و جینی پاتر هری پاتر را شکست داد و از زیر زبان پاتر کشاند که چه چیزی شده اما من نفهمیدمآخه طلسم گذاشته بودند ببخشید که امروز خبر زیادی نبودآخه محفل ققنوس جلسه نداشت تا به ما خبر های نو بده

در ضمن از طرف رون و امیدم درگذشت  قیصر امین پور شاعر معاصر ایرانی را به همه تسلیت می گوییم و آرزو مندیم که گوهر خیر اندیش از آی.سی.ی. بیرون بیاید و سالم باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

سلام من رونم و دوباره اومدم می خوام یه خبر بهتون بدم :یه نویسنده جدید به وب دوست داشتنی ما افزوده شد این شخص که  امید نام دارد در محفل ققنوس نیز عضو است

خب بریم سراغ خبرهای دست اول محفل:امروز وزارت سحر جادو موفق به پیدایش مدارکی بر علیه دراکو مالفوی مرگخوار سابق شد و اورا به ازکابان بردند برای ابراز شادیتان ۱دقیقه بی وقفه حرف بزنید راستی ۲روز دیگه هم دادگاهشه و خبرها رو یا هدویگ یا امید می نویسند چون من کار دارم شرمنده

فعلا بای بای

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

سلام من رون ویزلی گزارشگر جدید پیام امروز هستم.به اطلاع  کلی جادوگران وساحره هایی که این مجله را می خوانند می رسانم که محفل ققنوس مدیریت این مجله را به عهده گرفته است وریتا اسکیتر و سایرین به علت سو استفاده از این مجله برای همیشه از نوشتن گزارش محروم شده اند وبه انها اخطار نامه ای داده شده که در ان اخطار نامه ذکر شده  اگر گزارشی برسد که آنان مجله روزنامه یا هر نشریه ای چاپ کنند به آزکابان فرستاده می شوند که من خود فکر می کنم این یک اخطار نامه برای گول زدن آنهاست چون تا به حال سابقه نداشته که هیچ جادگر یا ساحره ای برای همچین کاری به آذکابان فرستاده بشه.به هر حال وزیر سحر و جادو {جان اسمیت} بلاخره بعد از سالها متوجه شد که ریتا اسکیتر جانورنما ثبت نشده است و او را مجبور به پرداخت جریمه ای سنگین کرد. ریتا اسکیتر با التماس از وزیر سحر و جاو در خواست می کرد که حداقل نصف جریمه را پرداخت کند اما وزیر سحر و جادو موافقت نکرد و حالا ریتا اسکیتر بیچاره که کسی به او کار نمی دهد بی پول شده است و همین چند دقیقه پیش به ما اطلاع دادند که وی از این کشور فرار کرده است تا شبها را راحت تر از گذشته بگذراند

پسر دوم هری پاتر امروز بعد از ظهر وقتی که می خواست برای تعطیلات کریسمس به خانه بازگردد در ایستگاه قطار ربودند جینی و هری پاتر بسیار نگران فرزند خود شده اند وهمش دعا می کنند تا او سالم باشد اماچند ساعت پیش مشخص شد که آلبوس پسر دوم خانواده پاتر به تشویق برادر بزرگش  جیمز خودش را به خانه نرساند تا ببیند که مادر و پدرش نگرانش می شوند یا نه و جینی پاتر او را به شدت دعوا کرد. خب این از اخبار امروز ما. منتظر خبرهای بعدی باشید

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط  ******  | 

سلام من به همراه دوستم رون ویزلی این وبو راه انداختیم خوب فعلا در همین حد داشته باشین تا بعدا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط  ******  |